عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1058

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

نروند . محض اين‌كه زن‌هاى بدعمل زياد مىرفتند و با مردها صحبت مىكردند . اما افسوس كه پيش نمىرود و نيز اعلان كرد كه فراش كه در عقب عارض و معروض از طرف حكومت مىرود ، بدون ورقهء پا به مهر حكومتى اگر برود حرفش مسموع نيست . صدراعظم گفت مهر احكام را زود مهر كنم . امّا خوانده نمىشود . تبريز در شعبان ، در تبريز ، عمل مشروطه داير و مجلس شوراى ملى برقرار شد . « 1 » طهران در ششم رمضان ، شاه از فرح‌آباد به طهران آمد . حالتش همانطور است . به كسالت باقى است . لاغر و از پا و كمر معيوب . شب‌ها پايش مىزند و خوابش نمىرود . مجلس شوراى ملى در اين ماه هفته‌اى چهار روز منعقد است چهار به غروب مانده . طهران در روز نهم رمضان ، صدراعظم و بعضى از وزرا در تلگرافخانهء باغ مىباشند . از قرار مذكور با تبريز مخابره دارند . شاه حالتش بهتر است . امروز به پاى خود قدرى راه رفت . دولت خيال دارد مجلس مشاورهء وزرا انعقاد نمايد كه عبارت از سنا « 2 » باشد . روز دهم ، شاه با اتومبيل از ميان بازار و درب مسجد شاه عبور كرد و مردم به او دعا كردند ، مىخواست به مسجد شاه برود . او را مانع شدند . بعد بىخبر به منزل نايب السلطنه رفت . دلجويى از ملت مىنمايد . مجلس ملى تكاليف اهالى مجلس را نوشته « 3 » به شاه ارائه دادند . در برخى از آنها ايراد كرد . دوباره مشغول تغيير آن مىباشند . وزير مخصوص اختيار قصابخانه را به حيدر على خان كاشى داده . بعضى قصاب‌ها مىخواستند گوشت را نهصد دينار به فروش رسانند . به آنها بد گفت و مانع شد كه يك

--> ( 1 ) . در تاريخ مشروطه احمد كسروى ، فصل دل‌انگيزى آمده تحت عنوان : تبريز چگونه به‌پا خاست . ( فصل سوم از جلد اول ) ( 2 ) . Senat ( 3 ) . يعنى آئين‌نامه ( نظامنامه ) داخلى مجلس .